الشيخ عباس القمي

368

يازده رساله ( فارسى )

صد هزار شيعهء امامى مخلص شدند ؛ شيعيانى كه از مراسم شيعه‌گى چيزى نمىدانستند صلحا و ابرار و اتقيا و علما شدند . « 1 » روز سيزدهم : سنهء 132 اوّل جلوس سفّاح و بيعت مردم با او و چون بر خلافت مستقر شد ، « 2 » امر كرد گورهاى بنى اميه را شكافتند و مردگان ايشان را بيرون آوردند و سوزانيدند . شب چهاردهم : سنهء 170 وفات موسى هادى ؛ « 3 » و خلافت برادرش هارون ؛ و ولادت مأمون . و از براى بنى عباس مثل چنين شبى واقع نشد . روز چهاردهم : سنهء 64 به درك رفتن يزيد بن معاويه . « 4 » در سبب مرگش اختلاف است . در كامل بهائى نقل كرده كه بيست طشت خون و غير آن از حلقش بيرون آمد و بمرد و هم گفته : گويند كه آن لعين به مستراح افتاد مست و ظاهر است آن موضع و گويند كه آن لعين به صيد رفته بود و در صحرا گم شد . « 5 » و در روايت صدوق است كه يزيد به بلاى ناگهانى هلاك شد : شبى به حالت مستى بيتوته نمود ، صبح او را مرده يافتند و چنان تغيير كرده بود كه گويا او را قير ماليده بودند . و در أخبار الدول است كه به مرض ذات الجنب در حوران وفات كرد و در باب صغير دمشق به خاك رفت و قبرش اينك مزبله است . « 6 » و در سنهء 552 وفات سنجر در مرو . « 7 »

--> ( 1 ) ( . ) خاتمة المستدرك ( ، ج 2 ، ص 128 ، ش 3 ، « السيد محمد مهدى القزويني الأصل » . ) ( 2 ) ( . ) كامل ( ابن اثير ، ج 5 ، ص 408 . ) ( 3 ) ( . ) كامل ( ابن اثير ( ج 6 ، ص 101 ) شب جمعه 15 ربيع الأوّل را گفته و 14 را نيز نقل كرده است . ) ( 4 ) ( . ) توضيح المقاصد ( ، ص 7 ؛ ) زاد المعاد ( ، ص 413 ؛ مسعودى ( ) مروج الذهب ( ، ج 3 ، ص 63 ) مرگ يزيد را هفدهم صفرذكر كرده است . ) ( 5 ) ( . رك : ) كامل بهائى ( ، ج 2 ، ص 198 ، باب 26 ، « في عدد أشرار من ملوك بنى اميّه » . ) ( 6 ) ( . ) أخبار الدول ( ، ج 2 ، ص 14 ، باب 5 ، فصل 2 . ) ( 7 ) ( . ) وفيات الأعيان ( ، ج 2 ، ص 428 ، ش 280 ، « السلطان سنجر السلجوقي » . ولادتش جمعه پنج روز مانده از ) ( رجب 479 بوده است . )